تبليغاتX
دختر مهر

دختر مهر

من و...


مغرورم...



حسادت رو نمیشه انکار کرد...



همیشه نمیشه آرام باشی...



یه وقتایی هم پرخوری!!!



شهوت؟؟؟؟؟؟؟



نمی تونم بگم هیچ وقت طمع نکردم...



خیلی هم تنبلم...



من گناهکارم؟






+ نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 23:17 توسط دختر مهر |



ناگفته های من نهفته در سکوتند

شب است و من بیدار

چشم به در و گوش به زنگ

به امید صدایی که سکوت را در هم شکند

خواب و خواب و خواب فقط همین

امیدم عبث است

صدایی نیست که سکوت را فریاد زند

و من نگران مثل همیشه

به فردا می اندیشم و به فرداها

به روشنایی روز و تاریکی شب

در روشنی روشن روز گم گشته ام

و از تاریکی تاریک شب هراسانم

یک کودک بازیگوش در درونم فریاد می زند

چگونه قفل خموشی را بر لبانش زنم؟

همراهیم کن همراه!!!!!!



+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 22:47 توسط دختر مهر |



بازیچه ی رویاهای کودکانه شدم

شدم ابر باریدم به روی کوچه ی تنهایی ام

سرگردان شدم

اگر کوه بودم،اگر کاه

اگر سنگ بودم،اگر شیشه

سرگردان شدم

اگر کاخ بودم شدم ویرانه ای

اگر سربه راه بودم شدم دیوانه ای

سرگردان شدم


می خوام چند روزی دور بشم

شاید از دلتنگیهای گذشته ام کم بشه

شاید آغازی باشه برای آینده

شاید نو بشم شاید تغییر کنم

شاید هم مثل سابق برگردم بدون هیچ تغییری

با هر پست یاد روزهای گذشته برام زنده میشه

دنیای بزرگ من تو این وب کوچیک خلاصه شده

سخته واسم ازش دور بشم از دنیای بزرگم

زود برمی گردم....



+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 8:20 توسط دختر مهر |



گذشته:

                      بودم،بود

                              رفتم،رفت

                                      نخواستم،نخواست


حال:

                    ......

                              ......

                                      .......


آینده:

                 نخواهم بود

                               نخواهم رفت

                                         نخواهم خواست

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 14:7 توسط دختر مهر |



پسرکی از مادرش پرسید:مادر چرا گریه می کنی؟

مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت نمی دانم عزیزم نمی دانم

پسرک نزد پدرش رفت و گفت:بابا،چرامادر همیشه گریه می کند؟

او چه می خواهد؟

پدرش تنها دلیلی که به ذهنش می رسید این بود:

همه ی زنها گریه می کنن بی هیچ دلیلی!!!

پسرک متعجب شد ولی هنوز از اینکه زنها خیلی راحت به گریه می افتند متعجب بود

یکبار در خواب دید که دارد با خدا صحبت می کند،از خدا پرسید:

خدایا چرا زنها اینقدر گریه می کنند؟

خدا جواب داد من زن را به شکل ویژه ای آفریدم.

به شانه های او قدرتی داده ام تا بتواند سنگینی زمین را تحمل کند.

به بدنش قدرتی داده ام تا بتواند درد زایمان را تحمل کند.

به دستانش قدرتی داده ام که حتی اگر تمام کسانش دست از کار بکشند،او به کار ادامه دهد

به او احساسی داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد،حتی اگر او را هزاران بار اذیت کنند.

به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد،از خطاهای او بگذرد و همواره در کنار او باشد.

و به او اشکی داده ام تا هر هنگام که خواست فرو بریزد.

این اشک را منحصراً برای او خلق کرده ام،تا هرگاه نیاز داشت از ان استفاده کند.

زیبایی یک زن در لباسش،موها یا اندامش نیست زیبایی زن را باید در چشمانش جستجو کرد

زیرا تنها راه ورود به قلبش آنجاست.


نمی دانم نویسنده متن چه کسی است ولی زیبا است





+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 16:50 توسط دختر مهر |



سهراب گفت:

تا شقایق هست زندگی باید کرد.

دکتر شریعتی گفت:

می خواستم زندگی کنم راهم را بستند.

بودا گفت:

زندگی انسان مانند شبنمی است که از برگ گلی می لغزد و فرو می چکد.

وبر زندگی را اینچنین تفسیر کرد:

یک مزبله ی کثیف،یک قتلگاه فجیع،یک دارالمجانین بزرگ.

تفسیر تاگور از زندگی این بود:

زندگی همچون رودی بزرگ جاودانه روان است.

اورل گفت:

زندگی ما زاییده ی اندیشه ی ماست.

و مارک تواین زندگی را مبارزه میان عاطفه و عقل تفسیر کرد.


تفسیر زندگی چیست؟؟؟؟؟




+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 6:19 توسط دختر مهر |



من با عشق آشنا شدم

و چه کسی این چنین آشنا شده است؟

هنگامی دستم را دراز کردم

که دستی نبود

هنگامی لب به زمزمه گشودم

که مخاطبی نداشتم

و هنگامی تشنه ی آتش شدم

که در برابرم دریا بود و دریا و دریا


دکتر شریعتی


+ نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 5:23 توسط دختر مهر |



باز هم یکسال گذشت

با پاییز آغاز شدم دوست دارم با پاییز به پایان برسم

بیست و یکسال از اولین نفس ها و گریه ها گذشت

شادی ها گذشت،غم ها گذشت،این هم میگذره

نمی دونم باید شاد باشم یا غمگین

شاید شاد چون به پایان، یکسال نزدیکتر شدم

و از آغاز، یکسال دورتر خیلی دورتر

دختر و پسرهای مهر زیادی آمدن و رفتن

پاییز هم میاد و میره و بعد هم زمستان

روزهای و تلخ و شیرین با هم گذشت

پاییز را عاشقانه دوست دارم



برای روز میلاد تن من

نمی خوام پیرهن شادی بپوشی

به رسم عادت دیرینه حتی

برایم جام سرمستی بنوشی

برای روز میلادم اگر تو

به فکر هدیه ای ارزنده هستی

من و با خود ببر تا اوج خواستن

بگو با من که با من زنده هستی


دو روز زودتر پست زدم چون روز تولدم نیستم

تولد تمام پاییزی ها مبارک





+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 11:25 توسط دختر مهر |



زندگی آیا درون سایه هامان رنگ می گیرد؟

یا که ما خود سایه های سایه های خویشتن هستیم؟

ای هزاران روح سرگردان،

گرد من لغزیده در امواج تاریکی

سایه ی من کو؟

نور وحشت می درخشد در بلور رنگ خاموشم

سایه ی من کو؟

سایه ی من کو؟



+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 21:22 توسط دختر مهر |


نمیشه فرار کرد

باید تحملش کنی، باید باهاش بسازی

یعنی اینکه خودت و مطابق میلش کنی

باید باشی و واسه خواسته هات تلاش کنی

نباید خسته بشی،نباید دلتنگ بشی،نباید بشکنی

درسته میگن گریه کن گریه قشنگه،گریه سهم دل تنگه

ولی گریه نکن اشکای تو مقدسه نذار بی ارزش بشه

دل من تو باید آروم باشی تا به دیگران آرامش بدی

دل من بی تابی نکن،روزهای خوب و بدت تموم میشه

دل من نذار این روزا حروم بشه






+ نوشته شده در دوشنبه ششم مهر 1388ساعت 21:45 توسط دختر مهر |


گاه می اندیشم
می توان سخت گریست
می توان خط سفیدی روی هر دیده کشید
می توان در پس آن رنگ و درنگ
بچه شد ساده گریست
می توان ساده شکست
و به پای همه ریخت


HOME
E-Mail
Night Skin


Archives

آبان 1388

مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387


Links

اسم من فريباست
يخاب
me & you
نامه های عاشقانه
واييييي اينجا رو!!!
دنياي ما
گلدون اطلسي
شيدايان
قلم معلم
دختران ارديبهشت
وبلاگ يه پسر خوب!!!
جوانه اميد
فرياد ياس
پاتوق سرا
اسير سرنوشت
دختران خورشيد
ونوسي ها
عشق همين جاست در نفسهايت تو كجايي؟
كهكشان شيمي
((*((::.جنگل سکوت.::))*))*
نفس.ملی
نداي خاموش
عاشقانه ها
فروشگاه اینترنتی مرسی شاپ
عکس
بازگشت سفیر
زندگی برگ بودن در مسیر باد نیست... امتحان ریشه هاست...!
گالری عکس
باید امشب بروم
سربازان کوروش بزرگ
زلال
اخبار ورزشی وسیاسی و برنامه وعکس و...
خب...شاید خدا اینجور میخواست
سازمان توحیدپرستان فدائی خلق ایران
تجربه
تو رو میخوام
خلوت دل
(▪•● فقط عکس مدل لباس ●•▪ )
زیتون5
هر چی بخوای
نایت گالری
قالب های نایت اسکین


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :